خرید بک لینک

همه ی کیمیاها ؛ کیمیا گری می کنند . افتخار ایران و کرج سربلند است که دختری دارد به ارزش جهانی ...

برچسب: نویسنده: مهسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 1:56

وقتی دختر داشته باشی ؛ تولدش هم عروسکی است . چه فرقی داره چه عروسکی ؛ جهانش در زیبایی وجود مهربانش پهلو می گیرد . آری دختر ها چه دختر من باشند یا نباشند باعث افزایش طول عمر هستی اند و انان مهربانی و لطافت و دوست داشتن را از ذات اقدس الهی یادآوری می کنند . ( تولد بیتا خانم عزیزم که امروز به 12 سالگی وارد شد .... )

برچسب: نویسنده: مهسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 1:56

همه شرحش در عکسش است ... باور کنید از زیباترین لحظات زندگی پدر این است که با پسرش به خودشان برسند تو خرید و آرایشگاه و استخر و ... ؛ امروز در کنار دوست عزیز و قدیمی ام حمید تبریزی که از حرفه ای ترین هنرمندانه آرایشگر کشور است...

برچسب: نویسنده: مهسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 1:56

آدم گاهی دلش می خواهد سرد باشد ؛ یخ بزند و بی حرکت از نگاهش بخار سرد بیرون بزند . تابستان گرم را با نقاشی برف تغییر دهد . آدم برفی بشود و مثل قصه فروزن تلاش کند تا با رفتارش گرما بیاورد به سرمایی که بی شمار است . قصه ای که برای ساختن جهانی زیبا است بین دو خواهر ... آری گاهی باید سرد شد حتی به قدر نقاشی و ماکت ها تا درک شود اهمیت زندگی ...

برچسب: نویسنده: مهسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 1:56

برچسب: نویسنده: مهسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 1:56

آدم ها زمانی می میرند که بنفش می شوند . یعنی رنگشان و خونشان و روحشان بنفش می شود . یعنی مخلوط قرمز و سیاه و سفید . یعنی عجیب می شود در یک کلمه ... و من امروز برای لحظه ای بنفش شدم . مانده بودم بین عشق و اعتماد و وظیفه ام . اتفاقی رعد و برق زد و بنفش شدم در جایی که به سمت سفیدی بود . خیلی ترسیده بودم و می ترسم ... بنفش رنگ زیبا و ترسناکی است ... ماندن به رنگ بنفش بد است و باید از آن بیرون بیایم ... و می آیم و می روم و البته همیشه تضاد است بین سه عنصر اعتماد و عشق و وظیفه ...

برچسب: نویسنده: مهسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 1:56

فاصله ها زیاد و زیادتر می شوند . تا به حال اینجوری به این جمله نگاه کرده اید . فاصله این دیوار و اون دیوار ؛ این درب و اون درب ؛ این خانه و ان خونه ؛ این عقیده و اون عقیده؛ این زن و اون شوهر ؛ اون ادم و این ادم و اون فلب و این قلب و .... خلاصه همه اش در حال زیادتر شدن است بی رویه و بی حساب ... دلم نمی خواهددبگیم اما بدترینش این است که فاصله ات با خودت زیاد شود و نتوانی خودت را ساده بخوانی و این یعنی اوج فاصله های بی پایان

برچسب: تعریف جدیدی از phd, نویسنده: مهسا عباسیان تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 1:56

صفحه بندی